ترجمه "figured" به فارسی

دارای تصویر, دیس دار, شکل دار بهترین ترجمه های "figured" به فارسی هستند.

figured adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of figure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای تصویر

  • دیس دار

  • شکل دار

  • ترجمه های کمتر

    • فرتودار
    • متشکل
    • نمایه دار
    • هدروآ تسدب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "figured" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "figured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه