ترجمه "For" به فارسی

برای, برای اینکه, به بهترین ترجمه های "For" به فارسی هستند.

for conjunction adposition

Towards. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برای

    conjunction adposition

    directed at, intended to belong to [..]

    Maybe it will be exactly the same for him.

    شاید برای او هم دقیقا همین طور است.

  • برای اینکه

    conjunction

    because

    The king would have you burned for heresy for enabling his son's impulses.

    پادشاه شما رو بخاطر کفرتون میسوزونه برای اینکه اجازه دادین پسرش به هوسهاش برسه.

  • به

    adjective adposition noun

    We would've enjoyed our trip if it wasn't for the rain.

    اگر به خاطر باران نبود ما از سفرمان لذت می بردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • زیرا
    • موافق
    • بهر
    • عازم
    • زی
    • درپی
    • برله
    • زیراکه
    • از سوی
    • از شدت 5
    • از طرف (کسی دیگر)
    • با درنظر گرفتن
    • با وجود 4
    • برای انجام (یا دستیابی به)
    • برای طلب 0
    • برای مدت 8
    • برای هدف بخصوصی 1
    • برون مرزی
    • به احترام
    • به افتخار (کسی)
    • به جای
    • به جهت
    • به دلیل آن که
    • به سود
    • به سوی
    • به عنوان
    • به قیمت 7
    • به مبلغ
    • به مقصد
    • به منظور
    • به نسبت
    • به نفع
    • به هواخواهی از
    • جنگل داری
    • در ازای 6
    • در جستجوی
    • در عوض
    • در مقابل
    • در مورد 3
    • درباره ی
    • درخور 2
    • مناسب برای
    • چون که
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " For " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

FOR abbreviation

Field Of Research. [..]

+ اضافه کردن

"FOR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FOR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "For" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "For" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه