ترجمه "Foreman" به فارسی

سرکارگر, سرکارگر, مدیر بهترین ترجمه های "Foreman" به فارسی هستند.

Foreman proper

A surname.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرکارگر

    The Foreman's only after us because of you.

    سرکارگر فقط بخاطر توئه که دنبال ماست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Foreman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

foreman noun دستور زبان

(management) The leader of a work crew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرکارگر

    noun

    I engaged him to be the foreman of our lightermen, and caretaker of our jetty.

    او را به عنوان سرکارگر باربرها و محافظ اسکله استخدام کردم.

  • مدیر

    noun masculine
  • رئیس

    noun

    Everyone wanted to be a foreman and nobody wanted to be a fieldhand!

    همه میخواستند رئیس باشند و هیچکدوم نمیخواست کار کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • رگراكرس
    • سرگروه
    • سخنگو
    • (در هیئت منصفه ی دادگاه) رییس
    • سر کارگر، کارگر مباشر
اضافه کردن

ترجمه های "Foreman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه