ترجمه "foremanship" به فارسی
سرعملگی, مباشرت, سر کارگر، مباشر، سرعمله، سر کارگری بهترین ترجمه های "foremanship" به فارسی هستند.
foremanship
noun
دستور زبان
The position of a foreman. [..]
-
سرعملگی
-
مباشرت
-
سر کارگر، مباشر، سرعمله، سر کارگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foremanship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن