ترجمه "Found" به فارسی

تامین, یافت, یافته بهترین ترجمه های "Found" به فارسی هستند.

Found
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تامین

    the community that's founded its own energy company.

    آن جامعه که شرکت تامین نیروی خود را بنا نهاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Found " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

found verb noun adjective دستور زبان

Simple past tense and past participle of find. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یافت

    noun

    This is the room where the body was found.

    این اتاقی است که جسد در آن یافت شد.

  • یافته

    An example which had found only too many followers for the liking of those who had set it.

    و این سرمشقی بود که، به مذاق پیش قدمان، پیروانی فزون از حد یافته بود.

  • بازیافته

  • ترجمه های کمتر

    • بنانهادن
    • (از راه ذوب کردن و در قالب ریختن)ساختن
    • (با: on یا upon) مبتنی بودن بر
    • (فلز یا شیشه ی گداخته را) در قالب ریختن
    • (وابسته به اثر هنری یا ادبی که اتفاقا در اثر کاوش کشف شده است) یافته
    • استوار کردن (بر چیزی)
    • برقرار کردن
    • برپا کردن
    • برپایه ی (چیزی) گذاشتن
    • بنیاد نهادن
    • تاسیس کردن
    • ریختار کردن
    • ریخته گری
    • ریخته گری کردن
    • زمان گذشته و اسم مفعول فعل : find
    • مبنا قرار دادن
    • پی افکندن
    • گداختن و قالب گیری کردن

عباراتی شبیه به "Found" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Found" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه