ترجمه "Fully" به فارسی

کاملا, تمام, درست بهترین ترجمه های "Fully" به فارسی هستند.

fully verb noun adverb دستور زبان

In a full manner; without lack or defect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاملا

    adverb

    Hopefully now, we can fully realize that potential.

    خوشبختانه الان ديگه کاملا ميتونيم متوجه اون توانايي ها بشيم.

  • تمام

    adjective

    I became a fully fledged monster once a month.

    من ماهی یک بار به یه هیولای تمام عیار تبدیل میشدم.

  • درست

    adjective

    but i fail to fully comprehend how far we, the whig party, that is

    اما درست نفهميدم که تا چه حد اين چيزهايي که تو اين ميهماني اعضاي حزب ويگ گفته شد

  • ترجمه های کمتر

    • کلا
    • لااقل
    • تماما
    • به طور کامل
    • به فراوانی
    • به وفور
    • تمام و کمال
    • دست کم (رجوع شود به full)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fully " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Fully" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fully" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه