ترجمه "Gentile" به فارسی

مسیحی, مسیحی, جنتیل بهترین ترجمه های "Gentile" به فارسی هستند.

Gentile noun دستور زبان

A non-Jewish person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیحی

    adjective noun

    A religious person who believes Jesus is the Christ and who is a member of a Christian denomination.

    Cornelius was an uncircumcised Gentile and not part of the Christian congregation.

    اما کُرنیلیُوس، غیریهودی و نامختون بود و به جماعت مسیحی نیز تعلق نداشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gentile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gentile adjective noun دستور زبان

non-Jewish [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیحی

    adjective noun

    A religious person who believes Jesus is the Christ and who is a member of a Christian denomination.

    Cornelius was an uncircumcised Gentile and not part of the Christian congregation.

    اما کُرنیلیُوس، غیریهودی و نامختون بود و به جماعت مسیحی نیز تعلق نداشت.

  • جنتیل

    a non-Jew

  • كاف

    Someone who doesn't believe in the God of the Bible and is neither Christian, Jewish nor Muslim.

  • ترجمه های کمتر

    • گوئیم
    • (در فرقه ی مورمون های آمریکا) غیر مورمون
    • (در میان مسیحیان قدیم) کافر
    • (دستور زبان) نشانگر کشور یا ملیت
    • بت پرست
    • بی دین
    • شخص غیر یهودی
    • غیر یهودی
    • وابسته به قبیله یا ملت بخصوصی

تصاویر با "Gentile"

عباراتی شبیه به "Gentile" با ترجمه به فارسی

  • آداب دانی · آقازادگی · ادب و تواضع · اشراف · اشرافیت · اعیان · بزرگ زادگان · بزرگ زادگی · بزرگ منشی · بزرگواری · تظاهر به ادب و نزاکت · تظاهر به فضل و کمال · تعارفات و آداب بیش از اندازه · تعلق به طبقات بالای اجتماع · خوش لباسی و خوش رفتاری · رادمنشی · رادی · رودربایستی زیاد · شرافت · طبقات ممتاز · فهمیدگی و ادب · میرزا · نجابت · نجابت خانوادگی · نزاکت · هزار خانواده · پاکزادگی
  • بت پرستی · غیرکلیمی بودن · کافری
  • نام اهلیت
  • نام اهلیت
اضافه کردن

ترجمه های "Gentile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه