ترجمه "gentilic" به فارسی
نام اهلیت ترجمه "gentilic" به فارسی است.
gentilic
adjective
noun
دستور زبان
tribal or national. [..]
-
نام اهلیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gentilic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gentilic" با ترجمه به فارسی
-
(در فرقه ی مورمون های آمریکا) غیر مورمون · (در میان مسیحیان قدیم) کافر · (دستور زبان) نشانگر کشور یا ملیت · بت پرست · بی دین · جنتیل · شخص غیر یهودی · غیر یهودی · كاف · مسیحی · وابسته به قبیله یا ملت بخصوصی · گوئیم
-
آداب دانی · آقازادگی · ادب و تواضع · اشراف · اشرافیت · اعیان · بزرگ زادگان · بزرگ زادگی · بزرگ منشی · بزرگواری · تظاهر به ادب و نزاکت · تظاهر به فضل و کمال · تعارفات و آداب بیش از اندازه · تعلق به طبقات بالای اجتماع · خوش لباسی و خوش رفتاری · رادمنشی · رادی · رودربایستی زیاد · شرافت · طبقات ممتاز · فهمیدگی و ادب · میرزا · نجابت · نجابت خانوادگی · نزاکت · هزار خانواده · پاکزادگی
-
بت پرستی · غیرکلیمی بودن · کافری
-
مسیحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن