ترجمه "Government" به فارسی

دولت, حکومت, دولت بهترین ترجمه های "Government" به فارسی هستند.

Government
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دولت

    noun

    The government doesn't notice people. They do whatever they want.

    دولت به مردم توجه نمی کند. آنها هر آنچه می خواهند انجام می دهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Government " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

government noun دستور زبان

The body with the power to make and/or enforce laws to control a country, land area, people or organization. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکومت

    noun

    body with the power to make and/or enforce laws [..]

    He replied that the war was yet too much with them for civil government.

    او در جواب اظهار نمود که در حال حاضر، مسائل جنگ برای یک حکومت غیر نظامی مقدور نیست.

  • دولت

    noun

    body with the power to make and/or enforce laws [..]

    The government doesn't notice people. They do whatever they want.

    دولت به مردم توجه نمی کند. آنها هر آنچه می خواهند انجام می دهند.

  • حکمرانی

    After you win, you still need to be able to govern.

    ، بعد از اینکه پیروز شدی هنوز باید از پس حکمرانی بربیای

  • ترجمه های کمتر

    • اداره
    • رژیم
    • کنترل
    • سلطه
    • تسلط
    • سرپرستی
    • سیطره
    • (دستور زبان) فرمانش
    • (نادر) قلمرو دولت
    • حوزه ی حکومت
    • سیستم حکومت
    • علوم سیاسی
    • علوم سیاسی (political science هم می گویند)
    • موسسههاي دولتي
    • کشور داری

عباراتی شبیه به "Government" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Government" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه