ترجمه "governess" به فارسی

دایه, لله, (مهجور) حاکمه بهترین ترجمه های "governess" به فارسی هستند.

governess verb noun دستور زبان

A woman paid to educate children in their own home [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایه

    noun

    He was educated, first by a governess, and afterwards by a tutor

    و آنان نیز برای او نخست یک دایه و سپس یک مربی استخدام کرده بودند.

  • لله

  • (مهجور) حاکمه

  • ترجمه های کمتر

    • حاکم یا فرماندار مونث
    • زنی که اجیر شده است در خانه ای زندگی کند و آموزش کودک (یا کودکان) منزل رابه عهده دارد
    • معلم خصوصی (زن)
    • معلمه سرخانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " governess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "governess" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "governess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه