ترجمه "governable" به فارسی

فرمانبردار, اداره کردنی, حکومت پذیر بهترین ترجمه های "governable" به فارسی هستند.

governable adjective دستور زبان

Capable of being governed or subjected to authority; amenable to law or rule; controllable; manageable; obedient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمانبردار

  • اداره کردنی

  • حکومت پذیر

  • قابل حکومت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " governable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "governable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "governable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه