ترجمه "gov" به فارسی
فرماندار, دولت, استاندار بهترین ترجمه های "gov" به فارسی هستند.
gov
noun
دستور زبان
Governor. [..]
-
فرماندار
nounWhen the Gov asks me to do something, I do it.
فرماندار هر کاري بهم بگه انجام ميدم.
-
دولت
nounUS Gov, object 6-19-82 is successfully activated.
شي 82-6-19 دولت آمريکا با موفقيت فعال شد
-
استاندار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gov " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن