ترجمه "governance" به فارسی

حکمرانی, حکومت, حدود و چگونگی حکومت بهترین ترجمه های "governance" به فارسی هستند.

governance noun دستور زبان

The process, or the power, of governing; government or administration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکمرانی

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    After you win, you still need to be able to govern.

    ، بعد از اینکه پیروز شدی هنوز باید از پس حکمرانی بربیای

  • حکومت

    noun

    He replied that the war was yet too much with them for civil government.

    او در جواب اظهار نمود که در حال حاضر، مسائل جنگ برای یک حکومت غیر نظامی مقدور نیست.

  • حدود و چگونگی حکومت

  • ترجمه های کمتر

    • طرز اداره کردن
    • طرز حکومت
    • هیئت حاکمه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " governance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "governance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "governance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه