ترجمه "govern" به فارسی
فرمانیدن, (دستور زبان) متابعت کردن (مثلا متابعت ضمیر از حرف اضافه ای که قبل از آن می آید), اداره کردن بهترین ترجمه های "govern" به فارسی هستند.
govern
verb
دستور زبان
(transitive) To make and administer the public policy and affairs of; to exercise sovereign authority in. [..]
-
فرمانیدن
-
(دستور زبان) متابعت کردن (مثلا متابعت ضمیر از حرف اضافه ای که قبل از آن می آید)
-
اداره کردن
verbwho never think they have land or people enough to govern
که هرگز تصور نمیکنند به حد کافی سرزمین و رعیت برای اداره کردن داشته باشند
-
ترجمه های کمتر
- تحت تاثیر قرار دادن
- تعیین کردن
- حاکم بودن
- حکمرانی کردن
- حکومت کردن
- فرمانروایی کردن
- فرمانش داشتن بر
- منظم کردن
- مهار کردن
- نظم دادن
- نفوذ کردن در
- کنترل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " govern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "govern" با ترجمه به فارسی
-
اداره امور حکومت محلی
-
مستعمره خودگردان
-
اداره شرکت · حاکمیت بنگاه
-
دولت تگزاس
-
فرقه دموکرات آذربایجان
-
شرکت دولتی
-
دولت موقت
-
شیوههای حکومت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن