ترجمه "Grief" به فارسی

غم, اندوه, غصه بهترین ترجمه های "Grief" به فارسی هستند.

grief verb noun دستور زبان

Suffering, hardship. [from early 13th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غم

    noun

    sadness

    And take comfort in this, daughter, since comfort you seem to need in your grief for this guest.

    و خاطرت از این جهت آسوده باشد دختر، چرا که انگار در غم این میهمان نیازمند آسودگی خاطری.

  • اندوه

    noun

    Olivier tried hard to be brave and not to show his grief too clearly.

    اولیویهمیکوشید که با شهامت باشد، و اندوه خود را چندان نشان ندهد.

  • غصه

    noun

    And after that, poor old Gran is going to die of grief.

    پس از آن مادر بزرگ پیر و بیچاره از فرط غصه دق خواهد کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • سوگ
    • ماتم
    • حزن
    • نومیدی
    • الم
    • ğam
    • (عامیانه) رنجه
    • اندوه بسیار
    • حزن شدید
    • غم زیاد
    • مایه ی غم و اندوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Grief " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Grief" با ترجمه به فارسی

  • اندوهگین · حزن آلود · داغدیده · غم زده · محروم
اضافه کردن

ترجمه های "Grief" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه