ترجمه "Gull" به فارسی

مرغ نوروزی, مرغ دریایی, مرغ نوروزی بهترین ترجمه های "Gull" به فارسی هستند.

Gull noun دستور زبان

A player, supporter or other person connected with Torquay United Football Club.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرغ نوروزی

    noun

    One great gray bird, a gull or curlew, soared aloft in the blue heaven.

    پرندة خاکستری بزرگی که مرغ نوروزی یا مرغ باران بود، با بالهای از هم گشوده در آسمان پرواز میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gull " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gull verb noun دستور زبان

(slang) A cheating trick; a fraud. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرغ دریایی

    seabird

    on to some hill, somewhere near the sea, for there were ships, gulls, butterflies; they sat on a cliff.

    به روی تپهای دوید، جایی نزدیک دریا، آخر آنجا کشتی بود، مرغ دریایی، پروانه؛ روی صخرهای نشستند.

  • مرغ نوروزی

    noun

    One great gray bird, a gull or curlew, soared aloft in the blue heaven.

    پرندة خاکستری بزرگی که مرغ نوروزی یا مرغ باران بود، با بالهای از هم گشوده در آسمان پرواز میکرد.

  • گول زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • گول
    • بلعیدن
    • هالو
    • ابله
    • احمق
    • (جانور شناسی) مرغ نوروزی (از تیره Laridae - بال های بزرگ و پاهای نازک و پنجه های چتری و به هم پیوسته و نوک قلابی دارد وپرهای آن سفید یا خاکستری است)
    • آدم خر و ساده دل
    • آدم زود فریب
    • آدم گول خور
    • حریصانه خوردن
    • خر کردن
    • دست انداختن
    • زود باور
    • ساده لوح
    • فریب خورده
    • مغبون کردن
    • کنده

تصاویر با "Gull"

عباراتی شبیه به "Gull" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Gull" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه