ترجمه "Judgment" به فارسی

قضاوت, داوری, قضاوت بهترین ترجمه های "Judgment" به فارسی هستند.

Judgment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قضاوت

    noun

    Thinking is difficult, and therefore many people only pass judgment.

    فکر کردن مشکل است، به این خاطر آدم های بسیار زیادی فقط قضاوت می کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Judgment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

judgment noun دستور زبان

The act of judging. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داوری

    noun

    The coming judgment of false religion is good news.

    در آیندهای نزدیک، خدا بر ادیان دروغین داوری خواهد کرد.

  • قضاوت

    noun

    synonymous with the formal decision made by a court following a lawsuit

    Thinking is difficult, and therefore many people only pass judgment.

    فکر کردن مشکل است، به این خاطر آدم های بسیار زیادی فقط قضاوت می کنند.

  • محاکمه

    noun

    It's funny what a man will do to forestall his final judgment.

    خنده داره که انسان براي فرار از روز محاکمه اش چه کارهايي که نميکنه

  • ترجمه های کمتر

    • مجازات
    • درایت
    • نظر
    • بصیرت
    • رای
    • دادرسی
    • تنبیه
    • دادگری
    • فراست
    • انتقاد
    • بهداوری
    • نکوهش
    • گزاره
    • هوشمندی
    • جریمه
    • تخمین
    • پنداشت
    • برآورد
    • حدس
    • (judgement هم می نویسند)
    • (انجیل) عدالت
    • (تعیین شده توسط دادگاه) بدهی
    • حق J( -9 بزرگ) رجوع شود به Last Judgement
    • حکم دادگاه
    • حکم قاضی
    • خرده گیری
    • خواست خدا (به ویژه در مورد فاجعه و غیره)
    • داوری خداوند
    • رای دادگاه
    • سند حاوی حکم دادگاه
    • عقل و شعور
    • عیب جویی
    • قدرت قضاوت
    • مشیت الهی

عباراتی شبیه به "Judgment" با ترجمه به فارسی

  • روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز رستاخیز · روز قیامت · محشر
  • جمله · حکم · مجرمیت · محکومیت
  • (حقوق) بخشودگی بقیه ی مبلغ رهن (در مواردی که مرهون قادر به پرداخت اقساط خود نبوده و مال توسط بانک ضبط شده است)
  • (وابسته به تمایل به قضاوت به ویژه تمایل به قضاوت کوته فکرانه درباره ی دیگران) اهل قضاوت · دادرسانه · داورانه · قضاوتی · وابسته به قضاوت
  • حزم
  • (الهیات) روز قیامت · آخرین داوری · روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز رستاخیز · روز قیامت · محشر
  • ارزش داوری · داوری ارزشی · قضاوت ارزشی · قضاوت برمبنای ارزش های شخصی
  • رجوع شود به Judgment Day · روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز قیامت · محشر
اضافه کردن

ترجمه های "Judgment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه