ترجمه "Levant" به فارسی

شام, شرق, شام بهترین ترجمه های "Levant" به فارسی هستند.

Levant proper noun

The countries bordering the eastern Mediterranean Sea variously: [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شام

    noun proper

    the countries bordering the eastern Mediterranean Sea

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Levant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

levant adjective verb noun دستور زبان

Disappearing or absconding after losing a bet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرق

    noun

    In the distant land the boy came from, they called it the levanter,

    در سرزمین دوری که زادگاه پسر بود، آن را شرق طالع مینامیدند،

  • شام

    noun proper
  • ورمالیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس) قرض بالا آوردن و ناپدید شدن
    • باد خاوری (که از شرق بر مدیترانه می وزد)
    • به چاک زدن
    • خاور باد
    • خاور نزدیک (سر زمین هایی که در کرانه ی خاوری مدیترانه قرار دارند) (در برابر: خاورمیانه و خاور دور)
    • رجوع شود به Levant Morocco

تصاویر با "Levant"

عباراتی شبیه به "Levant" با ترجمه به فارسی

  • تیماج نازک (به ویژه در صحافی برای روکش جلد کتاب) · چرم صحافی
  • پیغو
  • (انگلیس) کسی که قرض بالا می آورد و فرار می کند · باد خاوری · خاور باد (که از شرق بر مدیترانه می وزد) · رجوع شود به levantine · وردار و ورمال
اضافه کردن

ترجمه های "Levant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه