ترجمه "Liquid" به فارسی
تغذیه, مایع, آبگونه بهترین ترجمه های "Liquid" به فارسی هستند.
-
تغذیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Liquid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(physics) A substance that is flowing, and keeping no shape, such as water; a substance of which the molecules, while not tending to separate from one another like those of a gas, readily change their relative position, and which therefore retains no definite shape, except that determined by the containing receptacle; an inelastic fluid. [..]
-
مایع
substance that is liquid [..]
Oil is going to turn into liquid gold.
قیمت نفت سر به فلک خواهد کشید نفت دارد به طلای مایع تبدیل میشود.
-
آبگونه
substance that is liquid
-
آب
nounIt consisted in a peculiar bird like turn, a sort of liquid warble
صدایی مثل قل قل آب یا آواز بلبل از دهانش درآورد...
-
ترجمه های کمتر
- روان
- آبکی
- مايع
- سیال
- زلال
- شناور
- شفاف
- روشن
- نرم
- آبسان
- آبوار
- سلیس
- فرانما
- نقدینه
- لین
- (آوا شناسی) کناری (مانند: r و l)
- (بازرگانی) نقد
- مایع (در برابر: جامد solid)
تصاویر با "Liquid"
عباراتی شبیه به "Liquid" با ترجمه به فارسی
-
قدرت نقد پذیری · نقدشوندگی · نقدینگی
-
مایع ظرفشویی
-
كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
-
سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
-
(در مورد شرکت در حال ورشکستگی و غیره) نقد کردن · (شرکت و غیره) منحل کردن · برچیدن · تبديل کردن به نقد · تسویه کردن · تصفیه کردن · سربه نیست کردن · نابود کردن · نقدینه کردن · واریز کردن · واریزکردن · پرداختن · کشتن
-
(بازرگانی) نقدینگی · آب واری · آبگونگی · قدرت پرداخت بدهی ها · مایع بودن · میعان · نقدينگي جاري
-
خوراك دام · دامخوراكهاي آبزداييشده · دامخوراكهاي مايع · دامخوراکها · غذاها براي جانوران · مواد تغذيه دام · مواد خوراكي