ترجمه "liquidity" به فارسی
نقدينگي جاري, سیالیت, آبگونگی بهترین ترجمه های "liquidity" به فارسی هستند.
liquidity
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or property of being liquid. [..]
-
نقدينگي جاري
-
سیالیت
nounThere is, if you will, a liquidity to information.
اگر بخواهید، متوجه سیالیت اطلاعات می شید.
-
آبگونگی
-
ترجمه های کمتر
- میعان
- (بازرگانی) نقدینگی
- آب واری
- داراییهای سیال
- روانی بیان
- سلاست بیان
- قدرت پرداخت بدهی ها
- مایع بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liquidity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Liquidity
-
نقدینگی
It's reduced volatility. It's increased liquidity.
نوسان را کاهش داده. نقدینگی را افزایش داده.
-
قدرت نقد پذیری
-
نقدشوندگی
عباراتی شبیه به "liquidity" با ترجمه به فارسی
-
مایع ظرفشویی
-
تغذیه
-
كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
-
سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
-
(در مورد شرکت در حال ورشکستگی و غیره) نقد کردن · (شرکت و غیره) منحل کردن · برچیدن · تبديل کردن به نقد · تسویه کردن · تصفیه کردن · سربه نیست کردن · نابود کردن · نقدینه کردن · واریز کردن · واریزکردن · پرداختن · کشتن
-
خوراك دام · دامخوراكهاي آبزداييشده · دامخوراكهاي مايع · دامخوراکها · غذاها براي جانوران · مواد تغذيه دام · مواد خوراكي
-
کروماتوگرافی گاز-مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن