ترجمه "liquidator" به فارسی
(در انحلال شرکت ها و غیره) مدیر تصفیه ترجمه "liquidator" به فارسی است.
liquidator
noun
دستور زبان
One who liquidates. [..]
-
(در انحلال شرکت ها و غیره) مدیر تصفیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liquidator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liquidator" با ترجمه به فارسی
-
قدرت نقد پذیری · نقدشوندگی · نقدینگی
-
مایع ظرفشویی
-
تغذیه
-
كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
-
سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
-
(در مورد شرکت در حال ورشکستگی و غیره) نقد کردن · (شرکت و غیره) منحل کردن · برچیدن · تسویه کردن · تصفیه کردن · سربه نیست کردن · نابود کردن · نقدینه کردن · واریز کردن · کشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن