ترجمه "liquidate" به فارسی

واریزکردن, واریز کردن, برچیدن بهترین ترجمه های "liquidate" به فارسی هستند.

liquidate verb دستور زبان

To settle a debt by paying the outstanding amount. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واریزکردن

  • واریز کردن

  • برچیدن

  • ترجمه های کمتر

    • پرداختن
    • کشتن
    • (در مورد شرکت در حال ورشکستگی و غیره) نقد کردن
    • (شرکت و غیره) منحل کردن
    • تبديل کردن به نقد
    • تسویه کردن
    • تصفیه کردن
    • سربه نیست کردن
    • نابود کردن
    • نقدینه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liquidate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "liquidate" با ترجمه به فارسی

  • قدرت نقد پذیری · نقدشوندگی · نقدینگی
  • مایع ظرفشویی
  • تغذیه
  • كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
  • سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
  • خوراك دام · دامخوراكهاي آبزداييشده · دامخوراكهاي مايع · دامخوراکها · غذاها براي جانوران · مواد تغذيه دام · مواد خوراكي
اضافه کردن

ترجمه های "liquidate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه