ترجمه "Local" به فارسی
محلی, محلی, موضعی بهترین ترجمه های "Local" به فارسی هستند.
-
محلی
adjectiveAre you a member of your local library?
آیا شما عضو کتبخانه محلی تان هستید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Local " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(mathematics, not comparable, of a condition or state) Applying to each point in a space rather than the space as a whole. [..]
-
محلی
adjectiveof a nearby location [..]
Are you a member of your local library?
آیا شما عضو کتبخانه محلی تان هستید؟
-
موضعی
adjectiveThis was done under local anesthesia, as an outpatient.
این کار فقط با بی حسی موضعی و به صورت سرپایی انجام شده است.
-
محدود
Briefly review the contents of the magazines being offered and suggest which articles may be of particular interest to people in the local territory.
مجلّه به طور کوتاه مرور گردد و مقالاتی که مناسب محدود است پیشنهاد شوند.
-
ترجمه های کمتر
- مکانی
- بودگاهی
- ویژگاهی
- جاهلانه
- (اتحادیه ی کارگری) شاخه ی بودگاهی
- (انگلیس - عامیانه) آبجو فروشی محل
- (ترن و اتوبوس و غیره) دارای ایست در تمام ایستگاه ها
- (روزنامه) مطلب یا مقاله ی مربوط به محل
- (عامیانه) بومی
- (پزشکی) موضعی
- اهل محل
- باریک بینانه
- تلفن محلی (در برابر تلفن به جاهای دور دست)
- تنگ نظرانه
- خبر محلی
- شعبه ی محلی
- میخانه ی محله
- کرانمند(انه) (در برابر: گسترده اندیشانه)
- کوته فکرانه
عباراتی شبیه به "Local" با ترجمه به فارسی
-
اداره امور حکومت محلی
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
شبکه محلی
-
سر گذر
-
بودجای · بودگاه · جا · جایگاه · سرزمین · محل · محل خاص · محله · موضع · موقعیت · مکان · ناحیه · همسایگی
-
(علاقمندی به جای بخصوص)بودجای گرایی · آیین محلی · اصطلاح محلی · بودگاه گرایی · بومیگرایی (سیاست) · تنگ نظری · رسم بودگاه · سنت محلی · لغت (یا اصطلاح و غیره ی) محلی · واژه ی بودگاهی · ویژگی بودگاهی · کوته اندیشی (در برابر: گسترده اندیشی) · کوته بینی
-
فروش داخلی