ترجمه "Mar" به فارسی

مار, مر, مارس بهترین ترجمه های "Mar" به فارسی هستند.

Mar noun proper دستور زبان

A title of respect in Syriac, given to all saints and is also used before Christian name of bishops. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مار

    noun

    title of respect

    The termination in mar has been added recently.

    اخیرا لفظ مار هم بر الفاظی که به آخر کلمات افزوده میشوند افزوده شده بود.

  • مر

    noun

    title of respect

    'Tell me, Mar,' she would say, 'about Cape Horn.'

    مر از دماغهی شاخ برایم حرف بزن.

  • مارس

    proper

    You'd like to see a colony on Mars.

    دوست داری که یک کلونی در مارس بسازی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mar verb noun دستور زبان

To spoil, to damage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقص

    noun
  • صدمه

    noun
  • گزند

  • ترجمه های کمتر

    • دریایی
    • متاهل
    • اسیب
    • (مخفف)
    • (مهجور) ویران کردن
    • (نادر) عیب
    • آسیب زدن
    • آکمند کردن
    • ازدواج کرده
    • خدشه دار کردن
    • خراب کردن
    • زیان رساندن
    • صدمه زدن
    • ضایع کردن
    • لطمه زدن
    • مخفف : March
    • معیوب کردن
    • منقص کردن
    • نابود کردن
    • ناقص کردن
    • وابسته به دریانوردی
    • گزند زدن
MAR noun دستور زبان

modified aspect ratio [..]

+ اضافه کردن

"MAR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MAR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Mar" با ترجمه به فارسی

  • اگوست کنت (فیلسوف فرانسوی)
  • (اسطوره های روم) مارس (خدای جنگ که یونانی ها به او می گفتند: Ares) · (نجوم) مریخ (چهارمین سیاره ی منظومه ی شمسی از نظر فاصله از خورشید و هفتمین از نظر بزرگی) · بهرام · مارس · مریخ · مظهر خشونت و نبرد · نماد جنگ
  • بهرام · مارس · مریخ
  • مارس
  • مریخنورد
  • شنهای مریخ
  • بندر ماردل پلاتا (در آرژانتین)
  • نقشهبردار سراسر مریخ
اضافه کردن

ترجمه های "Mar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه