ترجمه "Mar." به فارسی
مارس ترجمه "Mar." به فارسی است.
Mar.
noun
proper
Abbreviation of [i]maritime[/i]. [..]
-
مارس
properYou'd like to see a colony on Mars.
دوست داری که یک کلونی در مارس بسازی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mar. " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Mar." با ترجمه به فارسی
-
اگوست کنت (فیلسوف فرانسوی)
-
(اسطوره های روم) مارس (خدای جنگ که یونانی ها به او می گفتند: Ares) · (نجوم) مریخ (چهارمین سیاره ی منظومه ی شمسی از نظر فاصله از خورشید و هفتمین از نظر بزرگی) · بهرام · مارس · مریخ · مظهر خشونت و نبرد · نماد جنگ
-
بهرام · مارس · مریخ
-
مریخنورد
-
شنهای مریخ
-
(مخفف) · (مهجور) ویران کردن · (نادر) عیب · آسیب زدن · آکمند کردن · ازدواج کرده · اسیب · خدشه دار کردن · خراب کردن · دریایی · زیان رساندن · صدمه · صدمه زدن · ضایع کردن · لطمه زدن · متاهل · مخفف : March · معیوب کردن · منقص کردن · نابود کردن · ناقص کردن · نقص · وابسته به دریانوردی · گزند · گزند زدن
-
مار · مارس · مر
-
بندر ماردل پلاتا (در آرژانتین)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن