ترجمه "Minimum" به فارسی
حداقل, حداقل, مینیمم بهترین ترجمه های "Minimum" به فارسی هستند.
Minimum
-
حداقل
EA 39, square the base, reduce to minimum speed now.
EA 39 ، مربع پایه ، کاهش می دهد به حداقل سرعت در حال حاضر.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Minimum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
minimum
adjective
noun
دستور زبان
The lowest limit. [..]
-
حداقل
adjectivelowest limit
EA 39, square the base, reduce to minimum speed now.
EA 39 ، مربع پایه ، کاهش می دهد به حداقل سرعت در حال حاضر.
-
مینیمم
lowest limit
-
کمینه
adjectiveThe minimum size is greater than the maximum size
اندازۀ کمینه بزرگتر از اندازۀ بیشینه است
-
ترجمه های کمتر
- کمترین
- مینیموم
- کمینی
- کهینه
- حضیض
- (ریاضی) کمینه
- حد پایینی
- دست کم
- وابسته به حداقل
- کمترین (در برابر: بیشینه یا بیشترین maximum)
- کمینه ای
عباراتی شبیه به "Minimum" با ترجمه به فارسی
-
خاکورزی حداقل · كشت و زرع حداقل
-
حداقل محصول قابل عرضه · کمینه محصول پذیرفتنی
-
كپسيكوم مينيمم · کپسیکوم فروتسانس
-
برش کمینه
-
حداقل
-
خاکورزی حداقل · كشت و زرع حداقل
-
کمترین میزان نصب
-
درخت فراگیر مینیمم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن