ترجمه "minimized" به فارسی
کوچک شده ترجمه "minimized" به فارسی است.
minimized
adjective
verb
Simple past tense and past participle of minimize. [..]
-
کوچک شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minimized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "minimized" با ترجمه به فارسی
-
حداقل · دست کم · وابسته به حداقل · وابسته به مینی مالیسم (minimalism) · کمترین · کمینه · کمینه ای · کمینی
-
کم انگار · کوچک شمار
-
کاهش پسمانده · کمینهسازی پسمانده
-
بهینهسازی متوالی کمینه
-
موسیقی مینیمال
-
عضو بیشین
-
(انگلیس) رجوع شود به half note · (کوچکترین سنجه ی آبگونه ها برابر با یک شانزدهم درم fluid dram یا در حدود یک چکه) می نیم · بخش کوچک · ذره · ریزبخش · ریزترین · قطره · مینیم · نقطه · کوچک ترین
-
بکمینه رسانی · کوچک شماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن