ترجمه "Mission" به فارسی
ماموریت, ماموریت, رسالت بهترین ترجمه های "Mission" به فارسی هستند.
Mission (grape)
-
ماموریت
The items you'll need on your mission are over here.
وسایلی که برای ماموریت تون احتیاج دارین همگی اینجا هستن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(countable) A set of tasks that fulfills a purpose or duty; an assignment set by an employer. [..]
-
ماموریت
nounThe items you'll need on your mission are over here.
وسایلی که برای ماموریت تون احتیاج دارین همگی اینجا هستن.
-
رسالت
It was their life's mission to keep this town safe.
مأموريت و رسالت اونا بود که امنيت اين شهر رو تأمين کنن.
-
پیغام
nouna mission that could be confided only to a sure man and so has sent me to Saint Germain.
و این مطلب هم با شخصی خاطرجمع باید پیغام داده میشد، این بود که بنده را معجلا روانه داشتند،
-
ترجمه های کمتر
- نمایندگی
- فرستادن
- سفارت
- نماینده
- فرستش
- گسیلش
- گماشت
- وکالت
- (جمع) فعالیت مبلغین مذهبی
- (فرستادن با اختیارات به منظور اجرای کاری : فرستادن مبلغین مذهبی یا فرستادن نماینده برای مذاکرات با دولت خارجی و غیره)گسیل
- (وظیفه و شغلی که برای هر کسی مقدر شده است) کار عمده
- برنامه های مذهبی اضافی به منظور افزایش ایمان و جلب ناباوران
- به ماموریت فرستادن
- دفتر سیاسی
- ساختمان یا مقر مبلغین
- سازمان خیریه (یا آموزشی یا مذهبی) برای مستمندان
- سازمان هیئت مبلغین
- مامور کردن 2
- ماموریت رزمی
- ماموریت فرستادگان
- محله ای که از خودش کلیسا ندارد و از ساختمان محله ی دیگراستفاده می کند 0
- مرکز تبلیغ مذهبی گشودن
- هدف عمده
- هیئت مبلغین مذهبی
- هیئت نمایندگان (برای مذاکرات بازرگانی یا سیاسی)
- هیئت نمایندگی
- هیات نمایندگان
- گسیل کردن
- گسیلش رزمی (به ویژه هر پرواز رزمی یک یا چند هواپیما) 1
عباراتی شبیه به "Mission" با ترجمه به فارسی
-
مامور ناحیه · مبلغ بخش · کشیش بخش
-
ماموریت شغلی
-
بیانیه ماموریت · بیانیه ی ماموریت · ماموریت
-
سفارت
-
بازدید مقدماتی · شناسایی
-
تدوین رسالت شرکت
-
دیپلمات های خارجی · سفارت · ماموران کشور در خارج · مبلغان مذهبی در کشورهای خارج
-
تبلیغ مذهبی کردن · گماشتگی مذهبی کردن