ترجمه "Obsolescence" به فارسی
منسوخی، از کار افتادگی, کهنگی, متروکی بهترین ترجمه های "Obsolescence" به فارسی هستند.
Obsolescence
-
منسوخی، از کار افتادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Obsolescence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
obsolescence
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being obsolete—no longer in use; gone into disuse; disused or neglected. [..]
-
کهنگی
noun -
متروکی
-
حالت چیزی که کم کم کهنه یا مهجورمیشود
عباراتی شبیه به "Obsolescence" با ترجمه به فارسی
-
از پسند افتادنی · از کار افتاده · در شرف مهجور شدن · کهنه
-
از رواج افتادن · از پسند افتادن · فرتوت شدن · مهجور شدن یا بودن · کهنه شدن
-
فرسایش شاغلین
-
استهلاک های ناشی از کهنگی و اسقاطی شدن
-
کهنگی عمدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن