ترجمه "Occupant" به فارسی
متصدی, مستاجر, ساکن بهترین ترجمه های "Occupant" به فارسی هستند.
Occupant
-
متصدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Occupant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
occupant
noun
دستور زبان
A person who occupies a place or a position. [..]
-
مستاجر
nounonce you see other two occupants fled
مثل اولين باري که ما را ديدي مثل دو مستاجر فراري يک جاي ديگه
-
ساکن
Now, all their occupants were away at their summer places.
این روزها ساکنان این خانهها به ییلاق رفته بودند.
-
متصدی
-
ترجمه های کمتر
- اشغال گر
- شاغل
- اشغال کننده
- زینه مند
- سر نشین
- صاحب منصب
تصاویر با "Occupant"
عباراتی شبیه به "Occupant" با ترجمه به فارسی
-
همسازی شغلی
-
امکانات شغلی
-
اعتبار شغلی
-
فشار شغلی
-
آداب شغلی
-
غیبت شغلی
-
حوادث ناشی از کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن