ترجمه "Optimization" به فارسی
بهینه سازی, پروسه طراحی، کدنویسی، نوشتن متن صفحات و معرفی آنها به موتور جستجو به منظور بالا بردن شانس آنها برای کسب رتبه بالا در موتور جستجو گفته میشود., بهينه سازى بهترین ترجمه های "Optimization" به فارسی هستند.
-
بهینه سازی
A combined simulation-optimization framework is employed to develop these models.
روش تلفیقی شبیه سازی – بهینه سازی برای توسعه چنین مدل هایی می تواند استفاده شود.
-
پروسه طراحی، کدنویسی، نوشتن متن صفحات و معرفی آنها به موتور جستجو به منظور بالا بردن شانس آنها برای کسب رتبه بالا در موتور جستجو گفته میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Optimization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
the design and operation of a system or process to make it as good as possible in some defined sense [..]
-
بهينه سازى
In mathematics, the study of problems in which one seeks to minimize or maximize a real function by systematically choosing the values of variables from within an allowed set.
-
بهینه سازی
A combined simulation-optimization framework is employed to develop these models.
روش تلفیقی شبیه سازی – بهینه سازی برای توسعه چنین مدل هایی می تواند استفاده شود.
عباراتی شبیه به "Optimization" با ترجمه به فارسی
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · روشهای بهینهسازی
-
و موارد مشابه همگی معنایی شبیه به بهینهسازی سایت یا سئو دارند.
-
بهینه · بهینه ای · دلخواه ترین · دلپسندترین · مساعدترین
-
روش بهینه سازی محدود
-
به حد کمال رساندن · بهینه کردن یا شدن · تمایل به خوش بینی داشتن · حداکثر استفاده (یا لذت یا سود و غیره) را بردن · خوش بین بودن
-
(فلسفه ی Leibniz و دیگران) خوش بینی گرایی · خوش بینی · خوشبینی · مثبت گرایی · نیک بینی
-
بهینه ساز براقی
-
بهینهسازی متوالی کمینه