ترجمه "Organizing" به فارسی
سازماندهی ترجمه "Organizing" به فارسی است.
Organizing
-
سازماندهی
I organized a marriage ceremony last month.
جشن عروسی را ماه پیش سازماندهی کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Organizing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
organizing
noun
verb
دستور زبان
The act of rearranging elements following one or more rules. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"organizing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای organizing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Organizing" با ترجمه به فارسی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
بیهوازی اختیاری
-
سازمان یا ساختار اطلاعات
-
سازمان مسطح
-
بنیه · نیروی زیستی
-
تشکیلات خرید، سازمان خرید
-
سازمان خیریه · هيريخ نامزاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن