ترجمه "organizer" به فارسی
سازمانگر, سامانگر, کارپیرا بهترین ترجمه های "organizer" به فارسی هستند.
organizer
noun
دستور زبان
A person who arranges the details of a public event [..]
-
سازمانگر
-
سامانگر
-
کارپیرا
-
ترجمه های کمتر
- موسس
- بانی
- (رویان شناسی) سازواره زا
- ترتیب دهنده
- تشکیل دهنده
- ساختار ساز
- سازمان دهنده
- متشکل کننده (کارگران در اتحادیه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " organizer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Organizer
A user who can schedule meetings, send invitations, do all the sharing activities in a meeting, and admit participants from the lobby.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Organizer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Organizer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "organizer" با ترجمه به فارسی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
بیهوازی اختیاری
-
سازمان یا ساختار اطلاعات
-
سازمان مسطح
-
بنیه · نیروی زیستی
-
تشکیلات خرید، سازمان خرید
-
سازمان خیریه · هيريخ نامزاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن