ترجمه "Prayer" به فارسی

نماز, نماز, دعا بهترین ترجمه های "Prayer" به فارسی هستند.

Prayer
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماز

    noun

    His Holiness breaks his prayers between prime and terce.

    والاحضرت بين نماز اول و سوم توقفي ميکنن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Prayer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

prayer noun دستور زبان

A practice of communicating with one's God. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماز

    noun

    practice of communicating with one's God [..]

    His Holiness breaks his prayers between prime and terce.

    والاحضرت بين نماز اول و سوم توقفي ميکنن.

  • دعا

    noun

    I don’t know what she was asking for in prayer as she waited for me those nights.

    من نمی دانم که او برای چه دعا می کرد وقتی شب ها منتظر بازگشت من می شد.

  • نیایش

    noun

    I have aheard thy prayers, and prepared thee for a greater work.

    من نیایش های تو را شنیده ام، و تو را برای کاری بزرگتر آماده کرده ام.

  • ترجمه های کمتر

    • عبادت
    • تقاضا
    • صلات
    • درخواست
    • استغاثه
    • مراد
    • ستایش
    • خواهش
    • نیایشگر
    • تظلم
    • عریضه
    • دادخواست
    • (آنچه از خداخواسته شده) حاجت
    • (جمع) مراسم مذهبی (که بخش عمده ی آن عبادت باشد)
    • (خودمانی) شانس موفقیت
    • (نسبت به خدا) حمد
    • دعا کننده

تصاویر با "Prayer"

عباراتی شبیه به "Prayer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Prayer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه