ترجمه "praxis" به فارسی
رسم, عادت, عمل بهترین ترجمه های "praxis" به فارسی هستند.
praxis
noun
دستور زبان
The practical application of any branch of learning. [..]
-
رسم
nounA pattern of behavior inherited or acquired through frequent repetition.
-
عادت
noun -
عمل
noun
-
ترجمه های کمتر
- عرف
- انجام
- (علوم و هنرها و غیره) بخش عملی (در برابر: بخش تئوری)
- (نادر) تمرین دستور زبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " praxis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن