ترجمه "pray" به فارسی
نیایش, عبادت کردن, نماز خواندن بهترین ترجمه های "pray" به فارسی هستند.
pray
verb
adverb
دستور زبان
To petition or solicit help from a supernatural or higher being. [..]
-
نیایش
verbto talk to God [..]
We were effectually roused, whether we prayed or cursed.
ما با صدای او برخاسته یا نیایش و یا به او در دل ناسزا میگفتیم! .
-
عبادت کردن
to talk to God [..]
You spent your life praying to be united with the Keeper.
تو تمام عمرت رو عبادت کردي تا با نگهبان دنياي مردگان متحد بشي
-
نماز خواندن
verbto talk to God [..]
-
ترجمه های کمتر
- دعا کردن
- طلبیدن
- (در اصل) خواهش کردن
- از خداوند خواستن
- استدعا کردن
- درخواست کردن از
- مسئلت کردن
- نیایش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pray " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pray
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pray" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pray در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pray"
عباراتی شبیه به "pray" با ترجمه به فارسی
-
پرایس
-
آخوندک · رجوع شود به mantis
-
عملیات آخوندک
-
پرايس اوليلوس
-
پرایس اولئائه
-
پرايس اوليلوس · پرایس اولئائه
-
پرايس اوليلوس · پرایس اولئائه
-
پرایس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن