ترجمه "prawn" به فارسی
میگو, روبیان, میگوی آب شیرین بهترین ترجمه های "prawn" به فارسی هستند.
prawn
verb
noun
دستور زبان
A large shrimp. [..]
-
میگو
large shrimp
though lady choi puts in beef broth i put in prawn juice
با اینکه بانو چویی آن را داخل آب گوشت قرار میدهد من آن را داخل آب میگو میگذارم
-
روبیان
-
میگوی آب شیرین
-
ترجمه های کمتر
- میگو (به ویژه میگوی درشت)
- میگو صید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prawn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "prawn"
عباراتی شبیه به "prawn" با ترجمه به فارسی
-
درشتمیگوها و میگوها
-
درشتمیگوها و ميگوهاي آب شيرين
-
خرچنگ نروژی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن