ترجمه "Productive" به فارسی
تولیدی, بهره وری- تولیدی- قابلیت تولید, فرآور بهترین ترجمه های "Productive" به فارسی هستند.
Productive
-
تولیدی
The production version, it uses IP version 6.
نوع تولیدی آن از، IP نسخه ۶ استفاده میکند.
-
بهره وری- تولیدی- قابلیت تولید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Productive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
productive
adjective
دستور زبان
yielding good or useful results; constructive [..]
-
فرآور
-
حاصلخیز
The enemy desolates the productive land, making food scarce.
دشمن زمینهای حاصلخیز را نابود ساخته و موجب قحطی و گرسنگی شده است.
-
سازنده
noun particleAnd it’s this code negotiation that leads to productive play.
و همین توافق بر سر قوانینه که به بازی سازنده می انجامه.
-
ترجمه های کمتر
- ثمربخش
- پربار
- موثر
- پربازده
- بارآور
- نوآور
- نواندیش
- مبتکر
- فرور
- (اقتصاد) مولد کالا و خدمات
- (با: of) مسبب
- (زبان شناسی - وند) زایا
- ایجاد کننده
- تولید کننده
- زای وند
- موفقیت آمیز
- پر محصول
عباراتی شبیه به "Productive" با ترجمه به فارسی
-
توليد لبنيات · تولید شیر
-
تولید مستمر
-
اشتغال مولد
-
سيلوكردن (فراوره)
-
فضای ضرب داخلی
-
فراوردههاي نو · فراوردههای جدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن