ترجمه "Promoter" به فارسی
مؤسس یا توسعه دهنده, پروموتر, رواجگر بهترین ترجمه های "Promoter" به فارسی هستند.
Promoter
-
مؤسس یا توسعه دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Promoter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
promoter
noun
دستور زبان
One who promotes, particularly with respect to entertainment events or goods. [..]
-
پروموتر
a region of DNA that initiates transcription of a particular gene
When I first met Amy, I was her concert promoter.
وقتی اولین بار ایمی رو دیدم پروموتر کنسرت هاش بودم
-
رواجگر
-
شناسانگر
-
ترجمه های کمتر
- مروج
- هوادار
- طرفدار
- (شیمی) تشدید کننده ی عمل کاتالیزور
- (مسابقه ی ورزشی یا امور بازرگانی) بانی
- برگزار کننده
- تبلیغات چی
- ترویج دهنده
- رواج دهنده
- فروکاف شتاب
- پيش برنده
عباراتی شبیه به "Promoter" با ترجمه به فارسی
-
بهبود بازار · ترویج فروش · فروش افزایی · فعالیت برای افزایش فروش
-
خودنمایی
-
ترویج صادرات
-
ترفیعات
-
ترويج سرمايهگذاي · سیاستهای سرمایهگذاری
-
(از طریق آگهی وغیره) تبلیغ کردن · (امریکا - آموزش) به کلاس بالاتر ارتقا دادن · (خودمانی) با تقلب به دست آوردن · آگهی دادن · ارتقاء دادن · افزایش · انتشار دادن · بالا کشیدن · به جیب زدن · ترفیع دادن · ترقي دادن · ترویج کردن · تشویق کردن · رواج دادن · شناساندن · فرا گفتن · پایه دادن · پروردن · گستراندن
-
ارتقاء کاری
-
موسس شرکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن