ترجمه "promotion" به فارسی

ترفیع, ترویج, تبلیغ بهترین ترجمه های "promotion" به فارسی هستند.

promotion noun دستور زبان

An advancement in rank or position. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترفیع

    noun

    I have the infinite satisfaction of congratulating you on your brother's promotion.

    بینهایت خوش حالم که ترفیع مقام برادرتان را به شما تبریک میگویم.

  • ترویج

    specific effort to promote a product or service

    With the hope of promoting my reverence, she handed them down the pew.

    با امید برای ترویج احترام من، او آنها را از میان نیمکت ها بمن داد.

  • تبلیغ

    Yeah, stuff like that was in the movie and she's promoting it.

    بله، چیز هایی مثل این در آن فیلم بود و او آن را تبلیغ می کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • پیشرفت
    • برکشی
    • رواجگری
    • فرمو
    • آفر، طرح تشویقی برای افزایش فروش
    • ترقي
    • فرازش
    • شناساندن
    • تبلیغات
    • ارسال
    • آگهی بازرگانی
    • آگهی تبلیغاتی
    • تهیه وسایل
    • پایه ور سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promotion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Promotion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترفیع

    noun

    I have the infinite satisfaction of congratulating you on your brother's promotion.

    بینهایت خوش حالم که ترفیع مقام برادرتان را به شما تبریک میگویم.

  • ارتقاء

    Promoted and transferred to 6th Codo subsidiary unit, the 14th Codo, as second in command.

    ارتقاء یافته به واحد فرعی ششم کماندو، به دسته کمان دور چهاردهم منتقل گردید و معاون فرمانده شد.

  • ارتقا

    noun

    Or do you think they're gonna promote from within?

    شايد, نميدونم يا فکرميکني اونها ميخوان از داخل ارتقا بدن ؟

عباراتی شبیه به "promotion" با ترجمه به فارسی

  • بهبود بازار · ترویج فروش · فروش افزایی · فعالیت برای افزایش فروش
  • خودنمایی
  • ترویج صادرات
  • ترفیعات
  • ترويج سرمايهگذاي · سیاستهای سرمایهگذاری
  • (از طریق آگهی وغیره) تبلیغ کردن · (امریکا - آموزش) به کلاس بالاتر ارتقا دادن · (خودمانی) با تقلب به دست آوردن · آگهی دادن · ارتقاء دادن · افزایش · انتشار دادن · بالا کشیدن · به جیب زدن · ترفیع دادن · ترقي دادن · ترویج کردن · تشویق کردن · رواج دادن · شناساندن · فرا گفتن · پایه دادن · پروردن · گستراندن
  • ارتقاء کاری
  • موسس شرکت
اضافه کردن

ترجمه های "promotion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه