ترجمه "Query" به فارسی
جستجو بر اساس مدل مشخص, درخواست. کلماتی که کاربر به موتور جستجو وارد میکند تا نتیجه جستجو را ببیند., جستار بهترین ترجمه های "Query" به فارسی هستند.
Query
-
جستجو بر اساس مدل مشخص
-
درخواست. کلماتی که کاربر به موتور جستجو وارد میکند تا نتیجه جستجو را ببیند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Query " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
query
verb
noun
دستور زبان
A question or inquiry. [..]
-
جستار
nounA formalized instruction to a database to either return a set of records or perform a specified action on a set of records as specified in the query.
over one billion search queries every day,
روزانه بیش از یه میلیارد جستار رو پردازش می کنه،
-
پرسش
nounAt this abrupt query, the man started.
مرد به محض شنیدن این پرسش تند و ناگهانی، تکان سختی خورد
-
استعلام
noun
-
ترجمه های کمتر
- استفسار
- پرس و جو
- پیدا کردن
- جستجو
- تحقیق
- سئوال
- شک
- پرسیدن
- بازجویی
- استعلام کردن
- استفسار کردن
- اظهار شک کردن
- این نشان : ? (query mark هم می گویند)
- تحقیق کردن
- جستار کردن
- سوال کردن
- علامت سوال
- نشان پرسش
- پرس و جو کردن
عباراتی شبیه به "Query" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی انتخاب
-
جستجوی اجرایی
-
جستجو محاسب
-
سؤال با جدول جدید
-
جمله پردازی طبیعی جستجو
-
منطقه جستجو
-
ایراد گرفتن · تردید کردن · پرسش کردن
-
جستار وب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن