ترجمه "querying" به فارسی
ایراد گرفتن, تردید کردن, پرسش کردن بهترین ترجمه های "querying" به فارسی هستند.
querying
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of query. [..]
-
ایراد گرفتن
-
تردید کردن
-
پرسش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " querying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "querying" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی انتخاب
-
جستجوی اجرایی
-
جستجو محاسب
-
سؤال با جدول جدید
-
جمله پردازی طبیعی جستجو
-
جستجو بر اساس مدل مشخص · درخواست. کلماتی که کاربر به موتور جستجو وارد میکند تا نتیجه جستجو را ببیند.
-
منطقه جستجو
-
جستار وب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن