ترجمه "Ratio" به فارسی
نسبت, نسبت, قسمت بهترین ترجمه های "Ratio" به فارسی هستند.
Ratio
-
نسبت
Ratio of grain weight to total plant weight in a cereal crop
نسبت وزن دانه به وزن کل گیاه در یک محصول غلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ratio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ratio
noun
دستور زبان
A number representing a comparison between two things. [..]
-
نسبت
nounI don't even know which way the dollar pound ratio should go to be good news.
که من هنوز هم نمیدونم در چه صورت نسبت دلار به پوند خبر خوبیه را میشنوم .
-
قسمت
noun -
برچند
-
ترجمه های کمتر
- نسبیت
- سهم
- بهر
- (پول هایی که پشتوانه ی آن هم طلا و هم نقره است) ارزش نسبی میزان طلا و نقره در پشتوانه
- رسد
عباراتی شبیه به "Ratio" با ترجمه به فارسی
-
نسبتهای دارایی سوخته به کل دارائیهادر بیمه
-
نسبت تصویر · نسبت منظری
-
نسبت بازده سرمایه-نسبت سرمایه به تولید
-
نسبت استخدام؛ نسبت جذب
-
نسبت بازپرداخت اقسام وام
-
تجزیه و تحلیل مقایسه ای نسبتها
-
نسبت حسابداری
-
نسبت پوشش سود سهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن