ترجمه "rating" به فارسی
درجهبندی, درجه, رتبه بهترین ترجمه های "rating" به فارسی هستند.
(nautical) The status of a seaman, corresponding to rank in officers. [..]
-
درجهبندی
nounposition on a scale
Turn this option on to store the image rating in the EXIF tag and the XMP tags
برای ذخیرۀ درجهبندی تصویر در برچسب EXIF و برچسب ضرورت IPTC این گزینه را روشن کنید
-
درجه
nounBut that would not have been opposed to ordinary prescriptions, even of first rate men.
حتی پزشکان درجه یک هم در تجویز تریاک و براندی در این نوع موارد اشکالی نمیبینند.
-
رتبه
Norwegians, more than a million of them according to the ratings, loved it.
مردم نروژ، بیش از یک میلیون نفرشان، طبق رتبه بندیها، آن را دوست داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- ارزیابی
- میزان
- توپیدن
- مهناوی
- تشر
- طبقه
- مقدار
- قدرت
- (آمریکا) طبقه بندی فیلم های سینمایی (از نظر مناسب بودن برای نوجوانان)
- (اوراق قرضه وغیره) اعتبار
- (دستگاه های حرارتی و غیره) مشخصات
- (رادیو وتلویزیون وغیره) آمارگیری شنوندگان (یا بینندگان)
- (شخص یا بنگاه بازرگانی وغیره) میزان اعتبار
- (نیروی دریایی) درجه دار
- ترتیب تقدم
- درجه بندی
- رتبه بندی
- سرزنش شدید
- ظرفیت حرارتی
- میزان مرغوبیت
- نظام اسمی
- وضع مالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Rating" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rating در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rating" با ترجمه به فارسی
-
نرخ بازگشت سرمایه
-
نرخ بازده سالانه سرمایه گذاری
-
غیبت بدون دلیل
-
نرخ ارز · نرخ ارز –نرخ مبادله – نرخ ستد – نرخ تسعیر · نرخ برابری · نرخ تبدیل ارز · نرخ مبادله
-
میزان تکرار حادثه
-
میزان تولید