ترجمه "ratify" به فارسی
تصویب کردن, رواگاندن, به تصویب رساندن بهترین ترجمه های "ratify" به فارسی هستند.
ratify
verb
دستور زبان
(transitive) To give formal consent to; make officially valid. [..]
-
تصویب کردن
verbTwo weeks later, on May 5, Russia ratified the European Convention on Human Rights.
دو هفته بعد، روسیه کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را در ۵ مه تصویب کرد.
-
رواگاندن
-
به تصویب رساندن
-
ترجمه های کمتر
- تایید کردن
- رسمیت دادن
- صحه گذاردن
- قانونی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ratify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن