ترجمه "Reform" به فارسی

اصلاح – بهسازی, اصلاح, رفرم بهترین ترجمه های "Reform" به فارسی هستند.

Reform
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصلاح – بهسازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Reform " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

reform verb noun دستور زبان

Amendment of what is defective, vicious, corrupt, or depraved; reformation; as, reform of elections; reform of government. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصلاح

    amendment

    His wife, who was an obliging creature, adopted dress reform.

    زن آن عالم که آدمی حاضر به خدمت و مهربان بود اصلاح لباس را قبول کرد.

  • رفرم

    amendment

    He was hoping for financial support for his gradual economic reforms.

    وي اميد داشت تا بتواند براي اين رفرم هاي تدريجي حمايت هاي مالي بيابد

  • اصلاحطلبی

    large improvement of what is wrong, corrupt, unsatisfactory

  • ترجمه های کمتر

    • اصلاح کردن
    • اصلاحات
    • اصلاحی
    • بهسازی
    • بهگری
    • بهکرد
    • ساماندهی
    • (اخلاقا یا روحا و غیره) اصلاح کردن یا شدن
    • (شیمی) نفت را تحت فشار حرارت دادن
    • اصلاح طلبانه
    • اصلاح طلبی
    • بازساخت کردن
    • بازسازی کردن
    • به کردن
    • بهسازی کردن
    • بهگری کردن
    • تجدید سازمان
    • ترمیم کردن
    • رجوع شود به re-form
    • سامان دادن
    • نیک باش
    • نیک سازی
    • نیک سیرت کردن یا شدن

عباراتی شبیه به "Reform" با ترجمه به فارسی

  • اصلاح طلب · مصلح
  • اصلاح کار
  • اصلاحات · اصلاحی · متضمن
  • احیا · اصلاح · اصلاحات · بازساختگی · بازسازی · تحول
  • اصلاح طلب · اصلاح کننده · بهسازگر · سامانگر R( -2 بزرگ) هر یک از رهبران جنبش پروتستان · مصلح
  • اصلاح شده · بهسازی شده · سامان یافته R( -2 بزرگ) فرقه های پروتستان پیرو Calvin و Zwingli (در برابر پیروان Luther)
  • پر عیب و ایراد
  • اصلاح پذیر · بهبودپذیر
اضافه کردن

ترجمه های "Reform" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه