ترجمه "Repute" به فارسی

شمردن, شهرت, آوازه بهترین ترجمه های "Repute" به فارسی هستند.

repute verb noun دستور زبان

Reputation, especially a good reputation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمردن

    Verb verb
  • شهرت

    noun

    So great was Homais' reputation in the neighbouring villages.

    شهرت ارباب هومه در تمام دهات مجاور پیچیده بود.

  • آوازه

    noun

    Your reputation for hospitality is fast becoming legend.

    به زودي آوازه مهمان نوازي تو به افسانه ها مي پيوندد.

  • ترجمه های کمتر

    • حیثیت
    • (در افواه) شایع بودن
    • (معمولا به حالت مجهول) شهرت داشتن به
    • آوازه داشتن
    • ارجمند شمردن
    • شهرت داشتن
    • لایق دانستن
    • معروف بودن به
    • نام (رجوع شود به reputation)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Repute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Repute" با ترجمه به فارسی

  • (کاربرد واژه و غیره) شایسته · آبرومند · استانده · بهنام · بهنجار · خوشنام · مشهور · معتبر · نیک نام
  • بطور معتبریا مشهور
  • آبرو · آوازه · ابرو · اعتبار · بهنامی · حسن شهرت · حیثیت · شهرت · شهرت (خوب یا بد) · نام · نام نیک · ناموس · نیکنامی · وجهه
  • شهرت چانهزنی
  • احترام · اشتهار · اعتبار · قابلیت اشتهار · نیکنامی
  • فاحشه خانه
  • شهرت ارسال کننده
  • در افواه · شایع · گفته شده
اضافه کردن

ترجمه های "Repute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه