ترجمه "Schematic" به فارسی

طرحوار, نموداری, نمودار بهترین ترجمه های "Schematic" به فارسی هستند.

Schematic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرحوار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schematic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schematic adjective noun دستور زبان

A drawing or sketch showing how a system works at an abstract level. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نموداری

    noun
  • نمودار

    Noun

    It should take me ten minutes to retrieve the schematics.

    نباید بیشتر از 10 دقه طول بکشه که نمودار ها رو بگیرم

  • ترسیمه

  • ترجمه های کمتر

    • دیاگرام
    • شما
    • برنامه ای
    • ترسیمه ای
    • طرح واره
    • نمودار تصویری
    • وابسته به برنامه ی زمان بندی شده

عباراتی شبیه به "Schematic" با ترجمه به فارسی

  • نموداری
  • ابتکارکردن · برنامه ای کردن · بصورت برنامه درآوردن · طبق برنامه انجام دادن
  • دیسه نمایی · شکل واره سازی · طرح اندازی · طرح و شاکله
  • بطورطرح یاخلاصه · مطابق نمونه کلی یا قراردادی
  • inverters schematics circuits
  • بدعتکاری · برنامه ریزی · طرح ریزی
  • ابتکارکردن · برنامه ای کردن · بصورت برنامه درآوردن · طبق برنامه انجام دادن
اضافه کردن

ترجمه های "Schematic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه