ترجمه "schematize" به فارسی
ابتکارکردن, برنامه ای کردن, بصورت برنامه درآوردن بهترین ترجمه های "schematize" به فارسی هستند.
schematize
verb
دستور زبان
(transitive) To organize according to a scheme [..]
-
ابتکارکردن
-
برنامه ای کردن
-
بصورت برنامه درآوردن
-
طبق برنامه انجام دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schematize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "schematize" با ترجمه به فارسی
-
نموداری
-
دیسه نمایی · شکل واره سازی · طرح اندازی · طرح و شاکله
-
بطورطرح یاخلاصه · مطابق نمونه کلی یا قراردادی
-
برنامه ای · ترسیمه · ترسیمه ای · دیاگرام · شما · طرح واره · نمودار · نمودار تصویری · نموداری · وابسته به برنامه ی زمان بندی شده
-
طرحوار
-
inverters schematics circuits
-
بدعتکاری · برنامه ریزی · طرح ریزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن