ترجمه "Shark" به فارسی

کوسه, کوسه, خبره بهترین ترجمه های "Shark" به فارسی هستند.

Shark

Shark (moth)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوسه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Shark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

shark verb noun دستور زبان

A scaleless fish of the superorder Selachimorpha, with a cartilaginous skeleton that has 5 to 7 gill slits on each side of its head. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوسه

    noun

    scaleless cartilaginous fish [..]

    You make sure your father doesn't get eaten by a shark.

    شما هم حواستون باشه يک وقت کوسه باباتون رو نخوره.

  • خبره

    noun
  • تردست

  • ترجمه های کمتر

    • گوشبر
    • کلاهبردار
    • شیاد
    • دغل
    • (امریکا - خودمانی) زبردست
    • (جانورشناسی) کوسه ماهی (ماهی های رده ی Chondrichtyes از پره غضروفیان)
    • (قدیمی) شیادی کردن
    • چیره دست
    • کوسه ماهی
    • گوشبری کردن

تصاویر با "Shark"

عباراتی شبیه به "Shark" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Shark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه